حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
1999
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
محاصره گذارده بود و از اينكه داعيهء استقلال دارد . در خاتمه هيأت رسولان از طرف آنتىگون اعلام كردند ، كه آرّيده بايد از ايالت خود خارج شود و بحكومت يكشهر ، كه كاملا براى اعاشه او كافى خواهد بود ، قناعت ورزد . آرّيده از اين پيغام بر خود بپيچيد و جواب داد ، كه هرگز از ايالت خود خارج نخواهد شد و در شهرها ساخلو گذارده با آنتىگون خواهد جنگيد . پس از اين جواب ، آرّيده استحكاماتى در شهرها بنا كرد و قسمتى را از قشون خود با سردارى بكمك اومن فرستاد ، تا او را از محاصره بيرون آرد و با او عقد اتّحادى ببندد . آنتىگون ، كه ميخواست انتقام از آرّيده بكشد ، قشونى نيرومند به قصد او فرستاد و خودش به طرف ليديّه رفت تا كليتوس را از آنجا بيرون كند . اين والى چون اوضاع را چنين ديد ، شهرهاى مهم ليديّه را محكم كرده بمقدونيّه رفت ، تا پادشاهان و نايب السّلطنه را از ياغىگرى آنتىگون آگاه سازد . از طرف ديگر آنتىگون شهر افس را گرفت و در اينجا به اشيل نامى از اهل ردس ، كه ششصد تالان از كيليكيّه بمقدونيّه براى مخارج پادشاهان حمل ميكرد ، برخورد و پول مزبور را به اين عنوان ، كه بايد حقوق سپاهيان اجير را بپردازد ، ضبط كرد . اين اقدام آنتىگون قصد او را آشكار ساخت ، زيرا به خوبى نمود ، كه آنتىگون ياغى شده و براى خودش كار مىكند . امّا آنتىگون به اين كارها اكتفا نكرده چند شهر ديگر را هم به زور يا با مذاكره گرفت . چنين بود در اين زمان اوضاع آسيا . در افريقا هم ، چنان كه ميدانيم ، بطلميوس در مصر محكم نشسته بود . از وقتى ، كه او پرديكّاس را با لشكر پادشاهى شكست داد ، مصر را از آن خود دانست . بعد بفكر تسخير سوريّه و فينيقيّه افتاد و نيكاتور ، يكى از دوستان خود را به طرف سوريّه فرستاد . اين سردار لائومدون والى مقدونيّه را اسير و اين ايالت را بمصر ضميمه كرد ، سپس به فينيقيّه پرداخته در آنجا ساخلو گذارد و با بهرهمندى بمصر برگشت . اكنون مقتضى است ، كه شمّهاى از احوال خود مقدونيّه گوئيم .